امت اسلامی

وبلاگ خبرنامه جهان اسلام نت نامه

امت اسلامی

وبلاگ خبرنامه جهان اسلام نت نامه

Yemen ifyemen
امت اسلامی

امام خامنه ای: بیدار شدن ملت‌ها و ایستادن با دست خالی، در مقابل رفتار تحقیر آمیز غرب و امریکا، حادثه بزرگی بود که البته بر خلاف تصور غربی‌ها، هنوز تمام نشده است.

عضویت در خبرنامه امت اسلامی
آرشیو خبرنامه



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
نت نامه در گوگل پلاس

طبقه بندی موضوعی

 گسترش فرقه گرایی درون پاکستان، رقابت های منطقه ای بویژه در افغانستان، ناتوانی در تأمین امنیت مرزها، روابط خاص این کشور با عربستان سعودی و آینده تسلیحات هسته ای پاکستان از جمله مشکلات پیش روی گسترش روابط دوجانبه به شمار می آیند...

 

سفر اردیبهشت ماه محمد نواز شریف، نخست وزیر پاکستان به تهران و امضای 9 سند همکاری در زمینه های مختلف از جمله تشکیل کمیسیون عالی مرزی، ممانعت از پولشویی و تامین مالی تروریسم، تبادل اطلاعات مالی و آماری، مقابله با آلودگی ناشی از کشتی ها و برنامه مبادلات فرهنگی، علمی، آموزشی، فنی، بهداشتی، امور جوانان و خانواده، امور ورزشی و رسانه ای(1) می تواند نویدبخش آغاز فصل جدیدی از روابط دوجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی پاکستان باشد. پاکستان به عنوان پر جمعیت ترین کشور اسلامی (پس از اندونزی) با بازاری 196 میلیون نفری که حدود 20 درصد جمعیت آن را شیعیان تشکیل می دهند، از جایگاه مهمی در سیاست منطقه ای ایران برخوردار است. بر طبق یک نظر سنجی در سال 2013، پاکستانی ها با 69 درصد، مساعدترین دیدگاه را در بین 39 کشور جهان نسبت به جمهوری اسلامی ایران داشته اند(2). عضویت دو کشور در سازمان های همکاری منطقه ای از جمله اکو ، جی 8 و سازمان همکاری شانگهای زمینه لازم جهت گسترش همکاری دو جانبه بویژه در بخش اقتصادی را فراهم نموده است. با این حال، طیف متنوعی از مشکلات و نگرانی های موجود در روابط دو طرف، آینده همکاری های منطقه ای را با ابهام مواجه ساخته است. گسترش فرقه گرایی درون پاکستان، رقابت های منطقه ای بویژه در افغانستان، ناتوانی در تأمین امنیت مرزها، روابط خاص این کشور با عربستان سعودی و آینده تسلیحات هسته ای پاکستان از جمله مشکلات پیش روی گسترش روابط دوجانبه به شمار می آیند.

مقدمه:

پس از استقلال پاکستان در سال 1947(1326)، ایران نخستین کشوری بود که دولت پاکستان را به رسمیت شناخت و محمد رضا شاه پهلوی نخستین رئیس دولتی بود که از این کشور بازدید به عمل آورد. همزمان با رسمیت یافتن مرزهای موجود از سوی طرفین، شاهد تحکیم روابط دو کشور در قالب شکل گیری سازمان توسعه همکاری منطقه ای(RCD) که پس از انقلاب اسلامی به اکو تغییر نام داد، می باشیم. پیش از آن نیز دو کشور در قالب پیمان سنتو درون بخشی از اتحاد نظامی غرب قرار داشتند به طوری که در طول دو جنگ سال های 1965 و 1971 هند و پاکستان، دولت ایران حمایت همه جانبه ای از پاکستان به عمل آورد. همچنین موفقیت پاکستان در سرکوب جدایی طلبان بلوچ در اوایل دهه 1970 در سایه حمایت نظامی ایران محقق گردید.

پس از خروج شوروی از افغانستان و از بین رفتن دشمن مشترک و همزمان با استقلال جمهوری های مسلمان آسیای مرکزی در دهه 1990، هر یک از دو دولت ایران و پاکستان به پیگیری منافع ملی خاص گرایانه خود در منطقه روی آوردند که این مسئله به دلیل منافع متعارض منطقه ای دو دولت، به دور شدن آن ها از یکدیگر منجر شد.

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و خروج این کشور از اردوگاه غرب همزمان با افزایش نقش و اهمیت پاکستان در مبارزه با حضور شوروی در افغانستان از طریق پرورش مجاهدین و نیروهای اسلام گرا که با حمایت سیاسی و لجستیکی غرب به رهبری امریکا و متحدین منطقه ای آن ها مانند عربستان سعودی شکل گرفته بود، نتوانست تاثیر بنیادینی بر روابط دو کشور ایران و پاکستان که اینک در دهه 1980 بر مبنای علقه های ایدئولوژیک (مبارزه با ملحدان کمونیست) و محاسبات استراتژیک (وجود دشمن مشترک) در قالب یک اتحاد نانوشته شکل گرفته بود، بگذارد. پس از خروج شوروی از افغانستان و از بین رفتن دشمن مشترک و همزمان با استقلال جمهوری های مسلمان آسیای مرکزی در دهه 1990، هر یک از دو دولت ایران و پاکستان به پیگیری منافع ملی خاص گرایانه خود در منطقه روی آوردند که این مسئله به دلیل منافع متعارض منطقه ای دو دولت، به دور شدن آن ها از یکدیگر منجر شد. رقابت طرفین در صحنه جنگ داخلی افغانستان در سراسر دهه 1990 ادامه یافت که نقطه اوج آن کشتار دیپلمات های ایرانی در مزار شریف از سوی طالبان مورد حمایت پاکستان بود. حوادث یازده سپتامبر 2001 و حمله امریکا به افغانستان و خاتمه دادن به حیات دولت طالبان، ضربه سختی بر پیکر استراتژی پاکستان در حمایت از این گروه در منطقه وارد آورد. دولت نظامی پاکستان به رهبری ژنرال پرویز مشرف نه تنها از حمایت طالبان و متحدین خود در افغانستان چشم پوشید، بلکه به مهمترین متحد امریکا در منطقه جنوب آسیا مبدل شد. به این ترتیب پاکستان زیر فشار ایالات متحده مجبور به تغییر استراتژی منطقه ای خود از طریق قربانی کردن متحدین خود در افغانستان و نادیده گرفتن هزینه هایی که طی بیش از دو دهه با کمک امریکا و عربستان سعودی در تقویت سیاسی- ایدئولوژیک و اقتصادی و نظامی گروه های تندرو اسلام گرا در راستای مبارزه با کمونیسم و حضور شوروی در افغانستان متحمل شده بود، گردید. همکاری با ایالات متحده اگر چه دستاوردهایی در سطح بین المللی برای پاکستان به همراه داشت ولی به لحاظ داخلی پای این کشور را به عرصه بی ثباتی و بحران فرقه ای کشید.

فرقه گرایی:

پاکستان پر جمعیت ترین کشور مسلمان(پس از اندونزی) با جمعیتی در حدود 196 میلیون نفر که حدود 80 درصد جمعیت آن اهل سنت و 20 درصد جمعیت آن را شیعیان تشکیل می دهند و از این حیث دارای بزرگترین جامعه شیعیان در جهان پس از ایران می باشد(3). مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی طی سه دهه اخیر به گسترش شکاف های مذهبی و فرقه ای در این کشور دامن زده است که حاصل آن را می توان به شکل گیری گروه های شبه نظامی مذهبی از قبیل سپاه صحابه، لشکر طیبه، اهل حدیث و دوات الارشاد (سنی) و گروه هایی مانند جماعت تحریک و سپاه محمد(شیعه) اشاره کرد(4). از جمله عوامل داخلی افزایش تعارض بین فرقه های اسلامی، سیاست اسلام گرایانه ژنرال ضیاء الحق، دیکتاتور نظامی پاکستان در دهه 1980 بود که از طریق حمایت از قانون شریعت اسلامی و وضع قانون زکات ملهم از دیدگاه های اهل سنت و گسترش مدارس دینی این مذهب مقاومت بسیاری در میان اقلیت شیعه این کشور که خواهان پیروی از فقه شیعی بودند، ایجاد کرد (5). بازتاب انقلاب اسلامی ایران در میان اقلیت شیعه پاکستان و پیروی شیعیان این کشور از آرمان های انقلاب اسلامی از یک سو و افزایش حمایت مالی و ایدئولوژیکی عربستان سعودی از گروه های اهل سنت پاکستان بویژه از طریق حمایت مالی از مدارس دینی و تربیت طلاب دینی این کشور در رقابت با جمهوری اسلامی ایران از جمله عوامل خارجی بودند که تعارض و شکاف بین فرق اسلامی پاکستان را افزایش داد. با این وجود روابط بین دو کشور ایران و پاکستان علی رغم تفاوت دیدگاه های مذهبی اسلام آباد و تهران پس از انقلاب اسلامی و به خصوص در دوران جنگ ایران و عراق رنگ ایدئولوژیک به خود نگرفت، دو کشور طی این سال ها سیاست عملگرایانه و واقعگرایانه ای در قبال یکدیگر در پیش گرفتند. از یک سو پاکستان علی رغم اشتراک مذهبی با عراق صدام حسین، در جنگ علیه ایران بی طرف ماند و از سوی دیگر ایران نیز تا حدود زیادی رابطه نزدیک اسلام آباد و واشنگتن را نادیده گرفت(6).

افزایش حمایت مالی و ایدئولوژیکی عربستان سعودی از گروه های اهل سنت پاکستان بویژه از طریق حمایت مالی از مدارس دینی و تربیت طلاب دینی این کشور در رقابت با جمهوری اسلامی ایران از جمله عوامل خارجی بودند که تعارض و شکاف بین فرق اسلامی پاکستان را افزایش داد.

رقابت های منطقه ای:

روابط ایران و پاکستان همواره تحت تاثیر تحولات ساختار نظام بین الملل بوده است. وقوع انقلاب اسلامی در ایران و خروج این کشور از مدار اتحاد با غرب به ارتقای نقش و جایگاه منطقه ای پاکستان در منطقه جنوب آسیا و به خصوص افغانستان طی دهه 1980 منجر شد که نمود آن را در نقش این کشور در تقویت مجاهدین افغان طی جنگ داخلی افغانستان در مبارزه با کمونیسم می توان دید، فروپاشی شوروی و تغییر ساختار نظام بین الملل دو قطبی از سوی دیگر کاهش اهمیت و جایگاه این کشور را به عنوان شریک استراتژیک ایالات متحده در پی داشت(7). در طول دهه 1990 روابط دو کشور همزمان با وقوع دو رویداد کاهش یافت: افزایش فعالیت های تروریستی ضد شیعی در پاکستان و ترور سر کنسول ایران در لاهور در سال 1990 و دیگری به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان. همچنین زمانی که طالبان شهر مزار شریف را تصرف کردند علاوه بر قتل عام صدها نفر از شیعیان هزاره، شماری از دیپلمات های ایران در کنسول گری این شهر را به قتل رساندند، این مسئله تاثیر منفی بر روابط دو کشور ایران و پاکستان گذاشت و ایران را در آستانه برخورد نظامی با طالبان مورد حمایت پاکستان قرار داد(8). با به قدرت رسیدن ژنرال پرویز مشرف در پاکستان در سال 1999 و در سفری که وی به تهران داشت، متعهد شد که با فعالیت های تروریستی در پاکستان مقابله کند، همزمان با اعدام قاتل سرکنسول ایران در این کشور در فوریه 2001 اگر چه سطح روابط دو کشور اندکی بهبود یافت ولی باقی ماندن طالبان در قدرت در افغانستان و حمایت پاکستان از این گروه و همزمان حمایت ایران از گروه های شیعه و تاجیک در قالب اتحاد شمال سطح رقابت دو کشور در افغانستان را همچنان بالا نگاه داشت. حملات 11 سپتامبر 2001 و سقوط حکومت طالبان در افغانستان، مسیر را جهت بهبود روابط دو جانبه هموار کرد. پس از سفر وزیر خارجه ایران به اسلام آباد دو طرف بر حمایت خود از تشکیل یک دولت فراگیر در افغانستان متشکل از تمامی گروه های قومی تحت نظارت سازمان ملل تاکید کردند. در ادامه دو کشور اعلامیه کابل در خصوص رابطه حسن همجواری را امضاء نمودند. به این ترتیب راه برای تشکیل دولت جدید افغانستان به ریاست حامد کرزی هموار گردید.

علاوه بر مسئله افغانستان، عامل دیگری که گسترش روابط ایران و پاکستان را طی سال ها اخیر با چالش مواجه ساخته است، سیاست های دو کشور در قبال سایر قدرت های منطقه ای است که در این میان باید به عربستان سعودی و هند اشاره کرد.

عربستان سعودی یکی از مهمترین متحدان منطقه ای پاکستان محسوب می شود که سابقه همکاری دو کشور به جنگ افغانستان و همکاری در تقویت مجاهدین افغان در مبارزه با شوروی در دهه 1980 باز می گردد. پیش از آن نیز در دهه 1970 عربستان در تامین مالی برنامه هسته ای پاکستان نقش کلیدی ایفا کرد و پس از انجام آزمایش هسته ای این کشور در واکنش به آزمایش هسته ای هند در سال 1998، عربستان با ارائه نفت رایگان به میزان 50 هزار بشکه در روز، با تحریم های غرب علیه پاکستان همراهی نکرد. همچنین عربستان سعودی نقش مهمی در سرمایه گذاری در بخش های مختلف صنعت، بانکداری، کشاورزی و بخش انرژی در پاکستان داشته است، به طوری که حجم مبادلات تجاری دو کشور در سال 2011 به 76/4 میلیارد دلار بالغ گردید. همچنین عربستان سعودی میزبان یکی از بزرگترین جمعیت های مهاجران پاکستانی در حدود 5/1 میلیون نفر است. در مقابل پاکستان از حضور عربستان سعودی در بحرین و سرکوب قیام مردمی این کشور با فرستادن 1000 نیروی نظامی حمایت کرد و در سال 2011 دو لشکر از نیروهای نظامی پاکستان در استان های شرقی عربستان سعودی به منظور مقابله با شورش های احتمالی مستقر شدند.(9) در پی وقوع جنگ داخلی سوریه و حمایت عربستان از گروه-های مسلح شورشی این کشور در مقابل حکومت بشار اسد(متحد جمهوری اسلامی ایران)، پاکستان به عنوان یکی از گزینه های اصلی تامین سلاح برای این گروه ها از سوی عربستان سعودی مطرح شده است(10). همچنین امنیت تسلیحات هسته ای پاکستان و نگرانی در خصوص در اختیار گرفتن این سلاح ها از سوی عربستان و دیگر گروه های افراطی در کنار حمایت های پیدا و پنهان این کشور از گروه های تروریستی افراطی مستقر در پاکستان مانند جندالله با هدف بی ثبات کردن استان سیستان و بلوچستان از جمله نگرانی های عمده جمهوری اسلامی ایران است که می تواند به دور شدن هر چه بیشتر دو کشور ایران و پاکستان از یکدیگر و حتی رویارویی احتمالی آن ها در آینده منجر شود.(11)

مهمترین موضوع در مناسبات اقتصادی ایران و پاکستان طی سال های اخیر، پایین بودن حجم مبادلات اقتصادی دو کشور بوده است. به طوری که میزان مبادلات تجاری دو کشور در سال 2013 به حدود 1 میلیارد دلار بالغ گردید. در سفر اخیر نخست وزیر پاکستان به تهران دو طرف بر افزایش حجم مبادلات تجاری تا 5 میلیارد دلار تاکید کردند

در مقابل گسترش روابط بین ایران و هند طی سال های اخیر نگرانی امنیتی پاکستان را در پی داشته است. هندوستان به عنوان رقیب و دشمن اصلی پاکستان از زمان استقلال تا کنون مطرح بوده است. وقوع دو جنگ 1965 و 1971 و هسته ای شدن دو کشور در رقابت با یکدیگر طی سال های اخیر بر دامنه خصومت در منطقه افزوده است. ایران و هند دارای روابط تاریخی و تمدنی طولانی و اشتراکات فرهنگی و زبانی بسیاری می باشند. برای هند، ایران همسایه فوری پاکستان، مهمترین رقیب هند در آسیای جنوبی است. همسایگی ایران با افغانستان و آسیای مرکزی از یکسو و قرار گرفتن این کشور در منطقه نفت خیز خلیج فارس از اهمیت استراتژیک زیادی برای هند برخوردار است. ایران منبع مطمئن تامین انرژی برای اقتصاد رو به رشد هند بوده و بازاری بالقوه برای محصولات تولیدی این کشور می-باشد. برای ایران، هند یکی از مهمترین مشتریان نفت و گاز این کشور است. جمعیت 1/1 میلیارد نفری هند و نرخ رشد اقتصادی 9 درصدی و نیاز رو به رشد این کشور به انرژی به لحاظ اقتصادی، سیاسی و استراتژیک از اهمیت بالایی برای ایران برخوردار است(12). هند به عنوان یک منبع مهم صدور فناوری به ایران در شرایط عدم دسترسی به فناوری غربی در شرایط تحریم همواره مطرح بوده است. همچنین هند دارای 25 میلیون نفر از پیروان مذهب تشیع بوده که این مسئله برای ایران به عنوان بزرگترین کشور شیعی و حامی شیعیان جهان از اهمیت بالایی برخوردار است. گسترش روابط دو کشور در حوزه ارتباطات نظامی و بازدیدهای مکرر هیات های نظامی دو کشور بویژه در حوزه اقیانوس هند از یک سو و نگاه ویژه هند به ایران به عنوان راه دسترسی به بازارهای افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی و روسیه از طریق کریدور شمال – جنوب و سرمایه گذاری این کشور در سال های اخیر در بندر چابهار ایران به عنوان کوتاه ترین و امن ترین مسیر در مرتبط کردن این کشور با کشورهای آسیای مرکزی در رقابت با همکاری و حضور چین در توسعه بندر گوادر پاکستان را باید از مهمترین نگرانی های پاکستان در خصوص روابط ایران و هند به حساب آورد.(13)

روابط اقتصادی:

مهمترین موضوع در مناسبات اقتصادی ایران و پاکستان طی سال های اخیر، پایین بودن حجم مبادلات اقتصادی دو کشور بوده است. به طوری که میزان مبادلات تجاری دو کشور در سال 2013 به حدود 1 میلیارد دلار بالغ گردید. در سفر اخیر نخست وزیر پاکستان به تهران دو طرف بر افزایش حجم مبادلات تجاری تا 5 میلیارد دلار تاکید کردند.(14) از جمله دلایل پایین بودن روابط اقتصادی دو کشور در سال های اخیر می توان به افزایش تحریم های امریکا علیه برنامه هسته ای ایران بویژه تحریم بانک مرکزی، بالا بودن موانع غیرتعرفه ای، بالا بودن حجم مبادلات تجاری غیر رسمی(قاچاق) در مقایسه با مبادلات رسمی، مکمل نبودن اقتصاد دو کشور و کیفیت پایین کالاهای پاکستانی، عدم بهره-گیری موثر از ظرفیت نهادهای همکاری منطقه ای مانند سازمان همکاری اقتصادی(اکو) در روابط اقتصادی دو جانبه و مهمتر از همه، تاثیر پذیری همکاری های اقتصادی از تحولات سیاسی داخلی و منطقه ای اشاره کرد.

پروژه خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان(IP) به عنوان مهمترین پروژه اقتصادی دو کشور، بارزترین نمونه تاثیر پذیری همکاری های اقتصادی از تحولات سیاسی داخلی و منطقه ای یکدیگر است، به طوری که علی رغم تکمیل خط انتقال گاز در خاک ایران، با توجه به مخالفت های امریکا و عربستان سعودی با این پروژه و ارائه مشوق های مالی از سوی این کشورها به پاکستان از جمله کمک 5/1 میلیارد دلاری اخیر عربستان به این کشور جهت کنار کشیدن از همکاری گازی با ایران، آینده بهره برداری از این خط لوله را با سوال مواجه ساخته است.

دو کشور طی این سال ها سیاست عملگرایانه و واقعگرایانه ای در قبال یکدیگر در پیش گرفتند. از یک سو پاکستان علی رغم اشتراک مذهبی با عراق صدام حسین، در جنگ علیه ایران بی طرف ماند و از سوی دیگر ایران نیز تا حدود زیادی رابطه نزدیک اسلام آباد و واشنگتن را نادیده گرفت.

نتیجه گیری:

روابط ایران و پاکستان در دهه های اخیر و به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بردارنده همکاری ها و رقابت های فراوانی بوده است. دو طرف هر چند دارای اشتراک نظر در خصوص مسائلی مانند حسن همجواری و روابط تجاری بوده اند که در اصطلاح روابط بین الملل به حوزه سیاست سفلی تعلق دارند ولی همواره سیاست خارجی مستقل خود را با توجه به منافع استراتژیک و ژئوپلتیک بلندمدت شان که حوزه سیاست اعلی را در بر می گیرد، دنبال کرده اند. منافع متعارض دو کشور در منطقه و در رابطه با قدرت های جهانی و منطقه ای و در نوع و شکل اتحادهای موجود در کنار تفاوت-های ایدئولوژیک دو کشور و برداشتشان از یکدیگر نشان دهنده این است که در بررسی فرصت ها و چالش های روابط دو کشور ایران و پاکستان باید وزن بیشتری به چالش های موجود در روابط دو کشور داد. بنابراین آنچه که از آینده روابط ایران و پاکستان می توان مشاهده کرد؛ افزایش رقابت های منطقه ای دو طرف و شکل گیری اتحادهای جدید منطقه ای است که احتمال قرار گرفتن این دو کشور در کنار هم ضعیف به نظر می رسد. سیاست متفاوت دو کشور در قبال تحولات افغانستان و کشورهای عربی و برداشت متفاوت دو کشور از ایالات متحده امریکا به عنوان قدرت فائقه جهانی و وضع موجود بین المللی می تواند آینده همکاری دو کشور را با ابهام مواجه سازد.

جواد عرب عامری

منابع:

1- دیپلماسی ایرانی (1393)، امضای 9 سند همکاری بین ایران و پاکستان، ، 21 اردیبهشت.

2- Iran Primer.(2013), Iran and Pakistan’s Balancing Act, Asia Times, December 10.

3- Yusuf, Huma.(2012). Sectarian violence: Pakistan’s greatest security threat?, Norwegian Peace Building Resource Centre.

4- Ijaz, Aymen.(2013).Taming Sectarian Violence in Pakistan, Islamabad Policy Research Institute.

5- Afzal, Saima, Hamid Iqbal, Mavara Inayat.(2012). Sectarianism and Its Implications for Pakistan Security: Policy Recommendations Using Exploratory Study, IOSR Journal Of Humanities And Social Science (JHSS), Volume 4, Issue 4.

6- Shelala II, R. (2012).U.S and Iranian Strategic Competition: The Impact of Afghanistan, Central Asia and Pakistan, CSIS.

7- Alam, Shah. (2004). Iran-Pakistan Relations: Political and Strategic Dimensions, Strategic Analysis, Vol. 28, No. 4.

8- Pant, Harsh V. (2009). Pakistan and Iran’s Dysfunctional Relationship, Middle East Quarterly, Spring.

9- Shaban, Mustafa. (2012). Pakistan & Saudi Arabia – Natural Allies, Pakistan Affairs, November 3

10- Rashid, Ahmed. (2014). The Saudis and Pakistan’s Strategic Shift on Syria, FINANCIAL TIMES, March 5.

11- دیپلماسی ایرانی(1392)، رویارویی ایران و پاکستان در سال های آینده،29 اسفند.

12- Aziz, Ishrat. (2009). Indo– Iranian Bilateral Relations: Scope and Prospects in Meena Singh Roy. (2009). International and Regional Security Dynamics: Indian and Iranian Perspective, Institute for Defense Studies and Analyses, New Delhi.

13- Khan, Zahed Ali. (2013). China’s Gwadar and India’s Chahbahar: an analysis of Sino-India geo-strategic and economic competition, ISSI, Strategic Studies, Volume XXXII & XXXIII. Issue No. 4 & 1

برگرفته از فارس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی